28 November 2008

The Color of My Love - 2

... In one more night, the princess would have been his. But she also could not possibly have kept her promise. And it would have been terrible. He would have died. This way, however, at least for 99 days, he was living under the illusion that she was there, waiting for him.

From the movie Cinema Paradiso

23 November 2008

صد و یک سگ خالدار

این ترم یه کلاس بهم دادن، بیست و یکی بچهٔ فینگلی هم ریختن توش، یکی از یکی تعطیل‌تر! من هم که انده معلم، تا کم میارم یا بازی راه میندازم یا براشون کارتون میذارم ببینند.
چند روز پیش داشتیم با بچه‌ها Magic English می‌دیدیم. Magic English مجموعه‌ای از کارتون‌های معروفه (مثل سیندرلا، سفید برفی، پینوکیو،...) که سعی میشه با استفاده از اونها به بچه‌ها انگلیسی آموزش داده بشه. دکمهٔ Play رو که زدم شروع کردم به آروم کردن بچه‌ها که "بابا این مثلاً فیلم آموزشیه‌ها! انقدر نخندید، گوش بدید." اما کی بود که گوش بده؟ با کوچکترین اتفاق توی فیلم کلاس از خنده میترکید. کافی بود دم موش زیر پای گربه گیر کنه یا یکی از پشت بوم بیفته پایین تا بچه‌ها از ته دل بزنند زیر خنده. دیگه بیخیال آموزش شدم و وایسادم به تماشای بچه‌ها. یعنی من هم زمانی انقدر راحت از زندگی لذت میبردم؟
یکدفعه یکی گفت: "من این رو دیدیم، صد و یک سگ خالداره." و فریادهای "من هم دیدم" بود که بلند شد. با شنیدن فریادهای بچه‌ها حواسم برگشت به فیلم. صحنهٔ اول کارتون بود، اونجا که راجر داره پیانو میزنه و پانگو داره از پنجرهٔ اتاق بیرون رو نگاه میکنه و سگها و صاحب‌هاشون رو دید میزنه.
و یک لحظه رفتم به اون زمانی که هفت هشت سالم بود و هفته‌ای یک بار صد و یک سگ خالدار رو میدیدم و به یاد آوردم که چقدر این کارتون رو دوست داشتم. بعد از این همه سال تک تک صحنه‌های فیلم رو میتونستم به یاد بیارم و حتی با اینکه اون موقع انگلیسی بلد نبودم خیلی از جمله‌ها رو هم به یاد داشتم. یادم اومد که چقدر از شباهت آدم‌ها و سگ‌هاشون خوشم میومد، چقدر آنیتا به نظرم خوشگل بود، چقدر از قیافهٔ پانگو اون موقع که یکی یکی پونزده تا بچه‌ش دنیا میان خوشم میومد (همون جا که یاد گرفتم به انگلیسی تا پونزده بشمرم) و چقدر نگران اون پونزدهمیه بودم که ضعیف بود و راجر مالشش داد و وقتی حالش خوب شد دماغ کوچولوش رو از زیر پارچه آورد بیرون، چقدر اون صحنهٔ تلویزیون تماشا کردنشون رو دوست داشتم، وقتی توله سگها رو میدزدن و خدمتکار خونه میاد تو خیابون و داد میکشه "پلیییییسسس!" چقدر دلم براش میسوخت، چقدر از اون توله سگه که موقع فرار وایساده بود تلویزیون نگاه میکرد حرصم میگرفت، ...

و چقدر از زندگی لذت میبردم.



پی‌نوشت: امروز برگه‌های دیکتشون رو صحیح کردم. کلاً ده تا کلمه گفته بودم، قرار بوده معنی هر کلمه رو هم جلوش بنویسند. اینها نمونه‌ای از معانی نوشته شده توی برگه‌هاست:

egg
تخم مرق، تخمه مرغ، توخمه مرغ
puppy
سگ کوچولو، بچه سگ، تولسگ، طوله سگ، طول سگ
see
30 (!)
pet
حیوان خوانوادگی (منظور حیوان خانگی بوده)
kite
بادبادکنک (احتمالاً نمیدونسته بادبادک میشه یا بادکنک)

حالا شما بگید من چجوری به اینها بفهمونم s سوم شخص چیه. اونم به زبون انگلیسی!

عکس مربوط به ترم قبله

Link: One Hundred and One Dalmatians

21 November 2008

The Color of My Love - 1

Once upon a time, a king gave a feast. And there came the most beautiful princesses of the realm. Now, a soldier, who was standing guard, saw the king's daughter go by. She was the most beautiful one, and he immediately fell in love with her. But what could a poor soldier do when it came to the daughter of the king? Well, finally, one day, he managed to meet her, and he told her that he could no longer live without her. The princess was so impressed by his strong feelings that she said to the soldier: "If you can wait 100 days and 100 nights under my balcony, then at the end of it, I shall be yours." Damn! The soldier immediately went there and waited one day. And two days. And ten. And then twenty. And every evening, the princess looked out of her window, but he never moved. During rain, during wind, during snow, he was always there. The bird shat on his head, and the bees stung him, but he didn't budge. After ninety nights, he had become all dried up, all white, and the tears streamed from his eyes. He couldn't hold them back. He no longer had the strength to sleep. All that time, the princess watched him. And on the 99th night, the soldier stood up, took his chair, and went away.

From the movie Cinema Paradiso

06 November 2008

یک چهارده آبان و یکی دیگه

چهار راه ولی عصر مثل همیشه شلوغ بود. من هم مثل همیشه زود رسیده بودم. موندم تو این یک ساعت چی کار کنم. رفتم به یاد دورۀ جوونی یه نگاهی به روزنامه های دکۀ جلوی در خروجی موسسه انداختم. هر وقت اینجا میرسیدیم میگفتم: "موسسمون!" و اون هم میگفت: "تو هم کشتی ما رو با این موسستون."
بعد رفتم سراغ بازار رضا. با دیدن کارت گرافیک 1GB و رم 2GB و هارد 1000GB یه کم حال اومدم! یک ربع به دو بود که از بازار رضا اومدم بیرون. گوشی های هندزفری رو گذاشتم تو گوشم و همون کاری رو کردم که تو یه روز بارونی پاییزی حال میده:

Menu -> Walkman -> Playlists -> All Music
More -> Play Mode -> Shuffle -> On
Play

I've got the roses, I've got the wine ,
With a little luck she will be here on time ,
This is the place we used to go ,
With romantic music and the lights down low ,
And as you stand there amazed at the door ,
And you're wondering what all this is for ,
It's just a simple thing from me to you ,
The lady that I adore , 'Cos there's something ,
That you should know , it's that ;

I've been missing you , more than words can say ,
And that I've been thinking about it every day ,

And the time we had just dancing nice and slow ,

And I said now , I've found you ,

I'm never letting go

Music: Missing You - Chris De Burg (mixed - 357KB)

چراغ قرمز انقلاب هم اون روز رو مخ راه میرفت. باز هم به یاد جوونی بی خیال فرهنگ شهرنشینی شدم و از لای ماشینها راه افتادم برم اونور خیابون. وسط خیابون، توی خط ویژه هر چی گشتم اثری از آسفالت شل شدۀ تابستون ندیدم. تابستونها با گرم شدن هوا آسفالت اینجا شل میشد و با ترمز اتوبوسها پشت چراغ قرمز یه عالمه آسفالت نرم یه گوشه جمع میشد. من هم کلی حال میکردم که پام رو بزارم روی اون آسفالت نرم و کفشم رو داغون کنم. حالا نمیدونم با سرد شدن هوا خود به خود درست میشه یا اینکه اومدن درستش کردند.
اون طرف خیابون باز هم یه آقاهه داشت تراکت "دانشگاه بدون کنکور" پخش میکرد. تا اومدم راهمو کج کنم یکی گذاشت کف دستم. فقط یه لحظه دیدم روش نوشته "کارشناسی، کارشناسی ارشد، دکتری". کارشناسی ارشدش چشمم رو گرفت. تا کردمش و گذاشتمش تو جیب کاپشنم تا بعداً بخونمش.
سرم رو که آوردم بالا توی یخچال ویترینیه اون مغازه ای که هیچوقت رانی نداشت دو تا رانی دیدم، اونم رانیه هلو! خندم گرفت. اون مغازۀ شال فروشی که کلی شال قشنگ داشت بسته بود (اِ... یه آیس پک فروشی هم باز شده). اون مغازه ای که تابستونها کلی تی شرتهای خوشگل داشت الان دیگه تی شرتها رو جمع کرده بود و یه عالمه لباس کاموایی سیاه گذاشته بود پشت ویترینش.
و بالاخره فست فود بوفالو.

از موسسه که اومدم بیرون مثل همیشه نگاهی به روزنامه های دکۀ جلوی در خروجی انداختم. بعد هم دویدم از لای ماشینها رفتم اونور خیابون انقلاب. تو راه خونه همیشه اولین کارم این بود که یه نگاه توی فست فود بوف بندازم. هیچ وقت پولشو نداشتم برم اون تو. تازه اگه هم یه جوری پولشو جور میکردم تنهایی که حال نمیداد. تو همین فکرها بودم که یه دفعه داداش آقا غلام رو دیدم. دستش تو دست یه دختر قد بلند بود که مانتو و روسری سفید هم داشت. داداش آقا غلام من رو نمیشناخت. از جلوم رد شد و با دختره رفتند توی بوف.
ای خدا، کی میشه منم بزرگ شم و دست یکی رو بگیرم و با هم بریم این تو پیتزا بخوریم؟

دختری که با دوست پسرش میز جلویی رو گرفته بودند هی بر میگشت و منو نگاه میکرد. اون هم مثل همه یه لبخند میزد و سرش رو برمیگردوند. آقای میز بغلی هم داشت هی به من نگاه میکرد و هی به پیتزای سردی که جلوم بود و دو تا نوشابۀ کنارش. آقای میز تمیز کن هم چند دقیقه یه بار چپ چپ نگاهم میکرد که داداش مگه نمیبینی همۀ میزها پرند. د بخور برو دیگه!
باز شروع کردم به خوندن اسم پیتزاها. مخصوص بوفالو، مخصوص، مخلوط، پپرونی، سبزیجات،... دیگه حالم داشت از هر چی پیتزا به هم میخورد. حتی از پپرونی که اسمش آدمو یاد برنامه کودک میندازه!
دوباره هندزفری رو گذاشتم تو گوشم. این دفعه فقط باید Play رو میزدم.

What the world needs now,
Is love, sweet love,
It’s the only thing that there’s just too little of

Music: What The World Needs Now - Jackie DeShannon (mixed - 143KB)

کتابخونۀ دانشگاه تو زیرزمین ته یه راهروی نیمه تاریک بود. از در که میرفتی تو دو تا میز بود برای خوندن روزنامه ها. سمت راست سالن مطالعۀ پسرها و اونطرف دیگه مال دخترها. نشسته بود با دوستش روزنامه میخوند. رفتم نشستم تو سالن مطالعه. الکی یه کتابم گرفتم دستم. بعد از کلی کلنجار و دو سه بار پا شدن و نشستن بالاخره رفتم طرفش. ازش خواستم یه لحظه بیاد بیرون. خودم زودتر اومدم بیرون. تا اومدم خودم رو آماده کنم اومد بیرون و جلوم وایساد. گلوم خشک شد. یه لحظه یاد ترانه ای افتادم که اون روزها عاشقش بودم.

Someday when I'm awfully low,
When the world is cold,
I feel a glow just thinking of you,
And the way you look tonight

Music: The Way You Look Tonight - Tony Bennett (mixed - 195KB)


از بوفالو که اومدم بیرون یه لحظه سرما بدنم رو لرزوند. دستم رو بردم تو جیبم. یه تیکه کاغذ تا کرده توش بود. همون توی جیبم مچالش کردم و پرتش کردم بیرون. همه چیز تار بود. نه لباسهای کاموایی پشت ویترین رو دیدم، نه آیس‌پک فروشی‌ای که تازه باز شده بود، نه اون همه شال قشنگ رو و نه حتی اون دو تا رانی هلو رو.

05 November 2008

رویای آمریکایی

انتخاب شدن باراک اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا آخره حس امریکن دریم بود. آمریکاییها کلی دارن حال میکنن که ببینید ما چه نژادنپرستیم! رئیس جمهورمونم یه کاکاسیاهه! دیگه از این نژادنپرست تر میشه؟ تازه یه ذره مسلمونم که هست. اینم اِنده گفتگوی تمدنها!
شعار باراک در طول کمپین انتخاباتیش "تغییر" بود. یه امریکن دریمه دیگه. آمریکاییها در طول تاریخ به این تجربه دست پیدا کردند که هر تغییری به نفعشونه (بر عکس ایرانیها) حتی اگه این تغییر جنگ جهانی باشه. حالا این بابا پاشده داره داد میزنه: "چننننننج!" و این همون چیزیه که آمریکا بد جوری بهش احتیاج داره. خود باراک هم حواسش هست که جداً اگه دنبال تغییر نباشه بعد از دورۀ ریاست جمهوریش از جرج دبلیو بوش که هیچی، از کردان هم منفورتر میشه! دیشب تو اولین سخنرانیش بعد از انتخابات گفت که سه چالش (این کلمۀ چالش از نظر ترجمه خودش کلی داستان داره ها، فعلاً شما معادل Challenge در نظر بگیریدش) بزرگش اینها هستند: دو جنگ، سیاره ای در خطر و بزرگترین بحران اقتصادی قرن.
اصلا امریکن دریم بدون هیرو یعنی کشک! توی مملکتی که مردمش هر سال دارن دنبال یه امریکن آیدول میگردن چیزی خوشگل تر از یه جوون سیاهپوست که تر و تر از پله های ترقی رفته بالا وجود نداره. اگه این آقای چنج پرواز هم میکرد و به تیرها هم جاخالی میداد دیگه چی میشد.


ولی خداییش اگه این یارو مک کین انتخاب میشد اصلا حال نمیداد. هیچ چیز فرق نمیکرد. الان کلی هیجان سیاسی درست شده. باراک هی قول داده که من پول خرج اجوکیشن میکنم، پول خرج هلث کر میکنم، مالیات رو کم میکنم، پول نفت رو سر سفره مردم میارم (!) و از این حرفها. حالا با این خر تو خری که تو اقتصاد جهانی پیش اومده حتی طرح تحول اقتصادی احمدی نژاد هم اگه تو آمریکا اجرا بشه نمیتونه جلوی خراب شدن وضع اقتصادیشون رو بگیره. ببینیم از کجا میخواد پول برای هلث کر و اجوکیشن جور کنه.
یکی از قولهایی که باراک داده خروج سریع نیروهای آمریکایی از عراقه. اولاً یکی نیست بگه داداش مگه دست توئه؟ ساده ایا! این همه شرکت نفتی هم میگن باشه دیگه حالا که باراک میگه جمع کنیم بریم. تازه فرض کنیم که رفتین. آی خر تو خری بشه تو این عراق. آی ایران و عربستان بیافتند به جون هم.

الان برنامه های تحلیل خبر صدا و سیما هم دیدن داره. این بدبختها دم انتخابات آمریکا میمونن به کدوم کاندیدا فحش بدن. مجبورند صبر کنند تا نتیجه معلوم بشه. هر کی برد شیطان بزرگتریه. حالا همین روزاست که بفهمیم باراک هم از سربازی در رفته و کلی رشوه داده و گرفته و با مونیکا لویینسکی کارای بد بد میکردنو مدرکش از دانشگاه آکسفورد الکیه و اصلاً هم تو هیچ کشوری (حتی خود آمریکا) محبوب نیست. البته قبل از انتخابات هم به نوع دیگه ای میشه اطلاع رسانی کرد. دیشب توی اخبار ساعت 9 شبکۀ یک سیستم انتخاباتی آمریکا مورد موشکافی دقیق قرار گرفت و نتیجه این شد که: "مردم بیچارۀ آمریکا به پای صندوق رای میروند، در حالی که بیشترشان نمیدانند که رییس جمهورشان نه با رای آنها، بلکه به طور غیر مستقیم انتخاب میشود"!
Link: Obama's Website

01 November 2008

Music is Available!

I have long wanted to put a link in some of my posts so that you can listen to a related music after reading it. Yesterday Palas introduced a good website which makes you able to upload your music files and gives you a direct link. I was so exited that I put the music link for my three old posts! (and I also put a better link for another one.) These are the posts:

Leaving Las Vegas
Both Sides Now
A Little Bluer Than That
I Will Always Love You

It's also a week that I've put a poll in my sidebar. But it seems that nobody sees it. :(
It's about the three little frames in my sidebar. The frames are really interesting in my idea. Have a look at them and vote for the poll please!

30 October 2008

BitTorrent دانلود با

حتما برای شما هم پیش اومده که دنبال یک فایل خاص باشید اما به دلیل اینکه در ایران پول الکترونیک تقریبا وجود نداره نتونید اون فایل رو خریداری و دانلود کنید. علاوه بر این با توجه به سطح درآمد پایین در کشور ما حتی اگه امکان خرید این فایلها هم وجود داشت باز هر کسی قادر به خرید نبود.

تکنولوژی جدید BitTorrent (که در فارسی معمولاً به شکل بیت تورنت نوشته میشه) این مشکل رو تا حدود زیادی حل کرده. به نظر میرسه ایرانیها هنوز با BitTorrent آشنایی ندارند. این مطلب رو به آموزش ابتدایی استفاده از BitTorrent اختصاص دادم. (این مطلب به هیچ وجه تخصصی نیست. من اکثر این اطلاعات رو به طور تجربی به دست آورده ام.)

BitTorrent در سال 2001 توسط برنامه نویسی به نام Bram Cohen طراحی شد. اما در این چند سال انقدر طرفدار پیدا کرده که به گفته سایت isoHunt الان حدود یک و نیم پتابایت اطلاعات به صورت BitTorrent بر روی شبکه وجود داره! (هر پتابایت معادل 1,125,899,906,842,624 بایته (راستی این عدد رو چه طوری باید خوند؟!))

روش کار

به طور معمول روش دانلود مستقیم به این شکله که یک نفر فایلی رو داره و اون رو روی سرورش قرار میده تا دیگران دانلودش کنند. اما در تکنولوژی BitTorrent همه هم دانلود میکنند و هم آپلود. فرض کنید من یک فایل mp3 دارم و چند نفر دیگه میخوان اون فایل رو از من بگیرند. این چند نفر شروع میکنند به دانلود فایل از روی کامپیوتر من. ولی لازم نیست که همه فایل رو از من بگیرند. هر کسی یک تکه از فایل رو میگیره. بعد تکه های دیگه بین این افراد تبادل میشه . یعنی هر کسی اون تکه هایی رو که نداره از بقیه میگیره. عکس زیر این موضوع رو نشون میده. اون کامپیوتر بزرگه منم (!) بقیۀ کامپیوترها هم اونهایی هستند که فایل رو میخوان. هر رنگ نشون دهندۀ یک تکۀ خاصه.


به این نکته توجه کنید که لازم نیست برای آپلود کردن شما ابتدا همۀ فایل رو بگیرید. به محض دریافت اولین تکۀ فایل شما قابلیت آپلود پیدا میکنید. هر وقت کسی به اون تکه احتیاج داشت میتونه اون رو از روی کامپیوتر شما برداره.
اما چه طور میتونیم شروع به دانلود کنیم؟ فایلها چه طور تکه تکه میشن؟ و از همه مهمتر از کجا بفهمیم چه کسی کدوم تکه از فایل رو داره؟

مواد لازم!

شما برای دانلود فقط به دو چیز احتیاج دارید:

1. یک نرم افزار دانلود BitTorrent: این نرم افزار خودش همۀ کارهای پیچیده رو انجام میده. چند نرم افزار برای این کار وجود داره که به نظر میرسه محبوبترینشون (که خیلی هم کار باهاش راحته) µTorrent باشه. لینک دانلود این نرم افزار رو در پایان مطلب میبینید.

2. یک فایل Torrent: این فایلها حجم خیلی کمی دارند (در حد چند کیلو بایت). وظیفه اونها اتصال شما به سرورهاییه که Torrent ها را مدیریت میکنند.

برای دانلود کافیه یک فایل Torrent رو با نرم افزاری که گفتم باز کنید. نرم افزار بعد از چند لحظه دانلود رو از روی کامپیوترهای مختلف شروع میکنه.

فایلهای Torrent پسوند torrent.* دارند. سایتهای زیادی هستند که میتونید فایلهای Torrent رو ازشون بگیرید. اما روش بهتره به دست آوردن فایل Torrent جستجو کردنه. اسم هر فایلی رو که میخواهید در گوگل وارد کنید و کلمۀ Torrent (یا BitTorrent) رو هم به آخرش اضافه کنید. مثلا برای دانلود موسیقی متن فیلم Godfather این کلمات رو در گوگل وارد کنید:
Godfather Soundtrack Torrent
با این کار سایتهای زیادی رو پیدا میکنید که فایل BitTorrent موسیقی متن فیلم Godfather رو دارند.

کلمات کلیدی:

برای دانلود فایل حتما لازم نیست مفهوم کلمات زیر رو بدونید. ولی از اونجایی که این کلمات در نرم افزارهای BitTorrent کاربرد زیادی دارند دونستن اونها میتونه کمک خیلی بزرگی بهتون بکنه. (برای فهمیدن ادامۀ این مطلب هم باید خوب مفهوم اونها رو متوجه بشید.)

1. Peer (همتا): به کامپیوترهایی گفته میشه که هنوز همۀ فایل رو ندارند.
2. Leech (زالو): به Peer هایی گفته میشه که (عمداً) دانلود زیاد و آپلود کمی انجام میدهند.
3. Seed (دانه): به کامپیوترهایی گفته میشه که فایل رو به طور کامل دارند. وقتی یک Peer دانلود فایل رو به طور کامل انجام داد (یعنی همۀ تکه ها رو گرفت) به یک Seed تبدیل میشه و از اون لحظه میتونه Seeding (آپلود کردن) رو شروع کنه.
4. Swarm (گروه): مجموعۀ Seed ها و Peer ها. مثلاً اگر نرم افزار شما در مورد یک فایل اعلام کنه که 2 Seed و 4 Peer وجود داره این فایل در اون لحظه یک Swarm هفت نفره داره. (چون خود شما هم جزو این Swarm هستید.)
5. Tracker (ردیاب): سرورهایی هستند که Torrent ها رو مدیریت میکنند. کارهایی مثل مشخص کردن اینکه هر فایل چند تکه داره و چه کسی کدوم تکه رو داره، به عهدۀ اونهاست.

مزایای BitTorrent

1. همانطور که گفتم برای ما ایرانیها که کلاً از مرحله پرتیم یک روش خوب برای به دست آوردن فایلهاست.
2. در روش دانلود مستقیم اگه سرور مشکل پیدا میکرد یا اینکه به هر دلیلی سرویس دهی رو قطع میکرد دسترسی به فایل غیر ممکن میشد. اما در این روش حداقل تا وقتی که یک Seed وجود داره فایل قابل دسترسیه. (توجه داشته باشید که ممکنه حتی با خارج شدن آخرین Seed هم Swarm پا بر جا بمونه. فقط کافیه تمام تکه های فایل در Swarm وجود داشته باشه، حتی اگه همۀ اونها دست یک نفر هم نباشه. اینطوری هر کدوم از Peer ها میتونه با دریافت همۀ تکه ها به یک Seed تبدیل بشه.)
3. در روش دانلود مستقیم سرورها احتیاج به سخت افزارهای بسیار قوی و پهنای باند بسیار زیاد داشتند. اما در این روش این دو مورد بین اعضا Swarm تقسیم شده اند.

مشکلات BitTorrent

1. امکان حملات اینترنتی: چون با استفاده از BitTorrent دیگران به IP شما دسترسی پیدا میکنند. البته این مسئله زیاد پیش نمیاد و میشه این مشکل رو با استفاده از یک Firewall حل کرد.
2. نیاز به پهنای باند بالا: اگه از Dial Up استفاده میکنید به جز در مورد فایلهای کم حجم BitTorrent براتون کارایی نداره. به یاد داشته باشید که بخشی از پهنای باندتون رو به آپلود اختصاص میدید. اون افرادی که ADSL با محدودیت حجمی کم دارند هم نمیتونند راحت از BitTorrent استفاده کنند.
3. Leech ها: شما در نرم افزار BitTorrentی که دارید میتونید نسبت آپلود به دانلود خودتون رو تا حد زیادی (در نرم افزار µTorrent تا 6 برابر) کاهش بدید. همچنین میتونید با اتمام دانلودتون نرم افزارتون رو ببندید و به دیگران اجازه ندید که از فایل شما استفاده کنند. افرادی که این کارها رو میکنند به عنوان Leech شناخته میشند. این کار (در عین حال که آخره نامردیه!) باعث میشه کم کم میزان درخواست برای هر تکه از فایل بالا بره و میزان ارائۀ اون تکه کم بشه. معمولا در هر Swarm دیر یا زود زمانی میرسه که هیچ Seedی وجود نداره. در این شرایط اگر همۀ تکه های فایل بین Peer ها وجود نداشته باشه Swarm از بین میره.
4. Torrent های تقلبی: برخی مواقع یک فایل را دانلود میکنید و میبینید که برای باز کردنش به رمز احتیاج دارید و یا اینکه این فایل اون چیزی نیست که قرار بوده باشه (مثلاً یک فایل تبلیغاتیه!). این مشکل رو به دو روش میشه حل کرد: اول اینکه زمانی که میخواهید یک فایل BitTorrent رو از سایتی بگیرید اطلاعات مربوط به اون رو بخونید. اکثر سایتها به کاربر اجازه میدن که در صورتی که فایل مشکل داشت این مسئله رو گزارش کنه. دومین روش توجه به تعداد اعضای Swarm مربوط به اون فایله. هر چقدر این اندازه بزرگتر باشه نشون میده که افراد بیشتری در حال دانلود هستند و میتونه به معنی سالم بودن فایل باشه.

کدوم Swarm خوبه؟

تصور کلی اینه که هر چقدر یک Swarm تعداد Seed بیشتر و تعداد Peer کمتری داشته باشه بهتره. این مسئله همیشه هم درست نیست. تعداد بالای Seed شما رو مطمئن میکنه که این Swarm به زودی از بین نمیره. اما سرعت دانلود شما به تعداد Seed ها بستگی نداره. ممکنه یک Swarm تنها یک Seed داشته باشه اما این Seed با پهنای باند زیادی که داره به شما با سرعت زیاد اطلاعات بده. حتی ممکنه یک یا چند Peer با سرعت بالا باعث بشن که یک Swarm کیفیت خوبی پیدا کنه. پس پهنای باند Seed ها و Peer ها تعیین کنندۀ کیفیت هر Swarm هستش. به هر حال تعداد بالای Leech ها میتونه کیفیت رو به شدت پایین بیاره و (همونطور که گفتم) حتی اون رو از بین ببره. این نکته رو هم به یاد داشته باشید که بسیاری از نرم افزارها و سایت ها تعداد Leech رو برای فایلهای Torrent مشخص نمیکنند.

در پایان فراموش نکنید که معمولاً از بین دو گزینۀ دانلود مستقیم و استفاده از BitTorrent اولی ترجیح داره. BitTorrent وقتی به کار میاد که روش اول ممکن نیست.

لینکها:
1. در مورد BitTorrent (انگلیسی)
2.
در مورد BitTorrent (فارسی)
3. دانلود نرم افزار
µTorrent
4.
سایت isoHunt