26 January 2009

پیر شدیم رفت

یه بار حدود 2 سال پیش یکی از بچه‌ها سر کلاس ازم پرسید: "آقا شما چند سالتونه؟"
گفتم: "بهم میاد چند سالم باشه؟"
با این حرفم همهٔ بچه‌ها شروع کردند با هم دیگه عدد گفتن. یکی می‌گفت 33 اون یکی می‌گفت 29 یکی دیگه 32 ... هر چی منتظر موندم یکی از 27 بیاد پایینتر دیدم نخیر، انگار پیر شدیم رفت!
خلاصه اولش کلی غصه خوردم، ولی بعد با خودم گفتم: "بابا ظاهر که مهم نیست. عوضش من کلی ایده‌هام نوگرایانست! از اون جهت کلی هم جوونم. مگه این نیست که شاگردهام کلی باهام رفیق میشن. دلیل از این بهتر؟"
حالا امروز آق مهندس تو پست "بخوهسرمزاداش" زیر عکسم کامنت گذاشته: "آقا نمی دونم به کدام دلیل تا حالا که این عکس‌ها رو ندیده بودم فکر می‌کردم شما بالای چهل سن دارین!"
من احتمالاً امشب خودکشی کنم!

10 comments:

setarvan said...

Don't be so sorrowful. everybody tells me that I am young but I think I am 125 years old!
I am keen to die. living is a curse or a spell we're casted.

هفت منبر said...

فک کنم روی همون ظاهر حساب کنی بهتره . سراغ ایده ها بری میزنه بالای 120 !

Neoelia said...

سلام حامد جان ، آدم هاي اين دوره زمونه چشماشون گرد و خاك گرفته اشتباه مي بينن ، شايد هم نوعي كور رنگي مزمن دارن ، وگرنه وقتي هنوز جرقه هاي از شادابي در تو وجو داره پس هنوز جوني
و بهتر اين طور بگم كه هنوز سر پا آتشي ،
خودكشي نكني ها!!!!
و من كه اصلا فكر نميكنم تو بيشتر از 25 داشته باشي
"از اطرف انجمن حمايت از متولدين 1984

داریوش دوله said...

مترجم عزیز ؟ هستی؟ جواب بده ؟ مترجم عزیز هستی ؟ جواب بده ؟ بحث عمر و پیری و این گونه صحبتها که می شود به اشعار خیام فکر می کنم و بحثهایی معنا باختگی در اندیشه های او و در عین حال نمی توانم به بکت فکر نکنم که پایه های تئاتر معنا باختگی یا ابزورد را ریخت، بهتر از من می دانی که کلمه اخیر در فارسی بد ترجمه شد و آن را درهنگام برگردان به فارسی پوچی ترجمه کردند . اندیشه معنا باختگی را دوست دارم که بکت در عصر حاضر و خیام در دنیای کهن به آن تعلق داشتند که در عین پرداختن به اندیشه ی بی اعتباری عمر، دمی از تلاش و کار دست برنداشتند، بهترین و دقیق ترین تقویم از خیام و همکارانش برامان به جامانده و بکت هم تا دقیقه ی نود عمر هشتاد و خورده ای اش دست از نوشتن و اجرای نمایشنامه هایش برنداشت در ضمن یک معنا باخته خودکشی نمی کند اما یک آنارشیست چرا.

soshiyans said...

we all get old and now a days i don't feel any regret about it. we all die, and i don't have any pity for that . live inside where there is no time to get you close to the edge of getting old!
There inside, only remains one thing: The Nobility of Eternal Silent!

داریوش دوله said...

مترجم عزیز سلام بعد از پیام چند روز پیش معلوم شد که آنارشیست نیستی و یک معنا باخته هستی .فقط سرزدم که گفته باشم وبلاگت بعد از اضافه کردن بالاترین دچار مشکلاتی شده، مثلن عنوان پست هات فونتهاش به هم می ریزه و بعد از ورود به وبلاگت یک پیغام خطا روی صفحه ی کامپیوتر می آد که بعد از او کی کردن رفع می شود و می توان وارد بلاگ شد.

جوکر said...

سلام
چون قضیه ... بود پی.ام دادم

Palas said...

salam,
vai khodaie man!
mesle inke dir residam!
hanooz zendei?
bikhial!
man ke midoonam hanooz be donia naioomadi!

ehsan001 said...

سلام وبلاگت باحاله
یه سر به من بزن

آپیدینگا[چشمک]

lili said...

به این عددهایی که سال و روز رو مدام جا به جا می کنن توجه نکن , وگرنه باید هر لحظه روی ِ چَرتکه ت بزنی که چقد زندگی کردی و چند سالته و چند سال دیگه میخوای از زندگی ... هر لحظه فکر کن تازه به دنیا اومدی با کلی شور وشعف واسه کشف دنیا ...
هیچوقت حتی لفظ " خودکشی " رو هم روی کاغذ نیار ... حتی به شوخی !
ایده های نوگرایانه , حس جوانی و امید به آینده به همراه میاره و لذت بردن از زندگی ...
از افعال مثبت بیشتر تو نوشته هات استفاده کن , حتی تو تعریف کردن ِ خاطره ها , چون وقتی می نویسی یعنی داری تو ذهنت ثبت می کنی , پس بذار هرچی ثبت میشه مثبت باشه